Wednesday, May 01, 2002

سلام!

ببخشید,معذرت, شرمنده.

 1 هفته پیش بود که اعلامیه بازگشت دوباره خرمگس رو دیدم,اما از اون موقع هیچ خبری از این حیوون شش دست نشده بود, حتی دریغ از یک جمله خشک و خالی, می گن که تو این یک هفته خرمگس داشته تو وادی خود درگیری غلت می زده است, بد مدل هم عملش زده بوده بالا تا جایی که حتی رفته بوده یک وبلاگ دیگه هم درست کرده بوده و خلاصه می خواسته تریپ بچه با کلاس ها یواشکی وبلاگ بنویسه که وقتی چرت می نویسه کسی بهش تیکه نندازه که هوووو, تو که حالیت نیست چرا می نویسی, اما به دلایلی نشد خرمگس باکلاس شه! اول از همه که این سایت عزیز بلاگر اصلاً با وبلاگ جدید من حال نمی کرد و من خودم رو می کشتم چیزایی رو که نوشته بوده قبول نمی کرد! بعدش هم با خودم گفتم مگسکم مرد باش,اگه به چیزایی که می نویسی اعتقاد داری خوب واستا ازشون دفاع کن, اگر هم نداری که خوب مریضی خالی می بندی. یه دلیل خیلی مهم دیگه هم که داشت اینه که من اسم خرمگس رو کلی دوست دارم,اصلاً برام ممکن نبود که خرمگس رو اینجا وسط اینهمه آدم ول کنم و بزارم برم, هر چی هم فکر کردم که چه جوری دوباره بیام تحت نام خرمگس وبلاگ بنویسم ولی کسی هم نفهمه این مگس همون مگس سابق است عقلم به جایی نرسید .

 باز هم این خر مگس خوشتیپ معذرت خواهی می کنه از همه عزیزانی که لطف کرده بودند و تو این چند روز هی میومدند اینجا ببینند من چیزی  نوشتم یا نه! قول می دم تا جایی که به درسم لطمه نزنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بیام اینجا بنویسم:)

بگذریم ای دوست که چرت نوشتن کفر است و خوانده شدنش معجزه,سخن کوتاه کرده و زیبا رویان رامی بوسم  زشت رویان رانیز به خداوندگار.می سپارم که او با مرام تر از آن است که زشت رویان را نبوسد!

یا حق