Wednesday, July 03, 2002

سلام!

جاتون خالي ديشب کاترين زتا جونز زنگ زده بود خونمون:) از وقتي فهميدش که من رفتم تو کار آنجليا جولي حسادت زنونش گل کرده و روزي  هزار بار بهم زنگ مي زنه, اگه در دسترس باشم که کلي قربون صدقم مي ره اگر هم نباشم که OFFLINE واسم ميزاره  که امير چقدر ماهي! تقصير خود خرشه ديگه! اون جوونيام که عاشقش بودم , اون موقع ها که کل هارد کامپيوترم عکساي اون بود, قدر ندونست و رفت زن اون خرفت هاف هافو بي چشمو و رو شد. حالا همش گريه و التماس مي کنه که به زور باباش زن اون مرتيکه شده بوده, وگرنه هميشه منو دوست داشته اما چي کار کنم! ديگه اون احساس سابق رو بهش ندارم , ديشب قبل از اينکه کاتي زنگ بزنه با آنجل رفته بوديم بيرون شام! نمي دونين چقدر دختر رمانتيک و دوست داشتني است, خوشگل , خوش برخورد , ماه و مامان! فقط يه حرفايي پشت سرش مي زنند, مي گن تو اين فيلم قبليش با نيکولاس کيج تريپ داشته! اما فکر کنم الکي مي گن! مي خوان مهر اونو از دلم ببرن! حالا به فرض هم داشته که داشته! خوب منم با کاتي تريپ داشتم! اين به اون در!

 بگذريم, زودي برم که آنجل منتظرم است, قراره بريم لباس براش بخرم.آخه اونايي با خودش از خارجه اورده يه جورايي همشون بي ناموسي هستند, بد است زن شوهر دار بپوشه.

همين!

باي باي!!!

پينوشت : عزيزاني که نگران هستند من سرديم کنه يا رودل کنم غصه نخورند! عرق نعنا خونه هست.