سلام!
ديشب ساعت 7 خوابيدم و امروز ساعت 7 صبح بيدار شدم, اين دو روزه نمايشگاه اتوماسيون و صنعت برق بودش و من هم تي کش در يکي از غرفه ها, و شاد و خوشحال از ايني که کروات زده بودم!!! و تو يک محيط عمومي, جايي که کلي آدم از هر قشري بودش داشتم راحت راه مي رفتم و هيچ کس هم چپ چپ نيگام نمي کرد!!( مردم خوشي دارن ما هم داريم! )
فردا بايد 50 صفحه گزارش تحويل بدم و هنوز يک صفحه هم ننوشتم, بايد 10 تا مساله خفن حل کنم و هنوز يه نيگاه هم بهشون ننداختم, کارگاه عمومي دارم و بدون لباس مخصوص نمي شه رفت سر کلاس و من اصلاً لباس ندارم, اما خوب شاد و شنگول نشستم, واسه خودم وبلاگ مي خونم, وبلاگ مي نويسم و گور باباي فردا در دل مي گويم که شايد شب نشده مردم! پس واسه چي از غصه فردا امروزم رو هم گند بزنم بهش بره.
قربون خودم و خوشي هام و دوستام برم من!
باي باي!!!