Monday, November 04, 2002

سلام!

همراه خانواده محترم رفته بوديم کنسرت گروه آرين, از خدا بودن کنسرت که بگذريم يه بروشوري  پخش مي شد که توش نوشته بود :

"چقدر براي ما مهم است که رفتار مخاطبان ما و دوستداران ما که دوستشان داريم و به آن عشق مي ورزيم متناسب با زمان,مکان و از همه مهمتر زيبايي طراوت دوستي باشد.ما از شماييم و براي شما مي نوازيم و مي خوانيم و دوست داريم اين ارتباط ارزشمند و اين لحظات مشترک وبا شکوهمان در آينده نيز تکرار شود...  استمرار اين گونه وقايع شيرين و زيبا منوط به کنترل احساسات پاک شما عزيزان و پرهيز از حرکاتي است  که چشم ها را از صحنه کنسرت به سوي جمعيت حاضر منحرف گرداند.!!!

ديگه رضا گلزار که اومد رو صحنه به قدري ماه پريان و صاحب جمالان براش جيغ کشيدند که از حسودي صندليم آتيش گرفت!( انصافاً سالن داشت منفجر مي شد ).

در قسمت دوم برنامه که ديگه خيلي سالن شولوغ شده بود اومدن به گروه گفتند صداي جاز روکم کنين!! شايد هيجانات ملت فروکش کند! و بعد که ديدن مثکه قر بد مدل در پايين تنه تماشاچي ها گير کرده و با جاز ماز حل نمي شه برنامه رو ماست مالي کردن!! (کل برنامه شايد 1 ساعت و بيست دقيقه هم نشد! ).

بک سيستم نور پردازي ليزري جديد استفاده مي کردن که ادعا داشتند بار اول است تو ايران استفاده مي شه, به شدت خدا بود, نور سبز به شکل موج دريا تو فضاي سالن حرکت مي کرد و يک سري جنگولک بازي خدا که من جواد وقتي براي بار اول ديدم از کف زدگي نفسم بند اومده بود.

ديگه از ديدن آنهمه زيباروي در يک مکان تا صبح خوابم نمي برد!

همين!

باي باي!!!