سلام!
حال شما خوبه!!! نبودم يه کلي مدت! حس نوشتن نبود! الان هست!
نمي دونم چرا خداوندگار منو شنگول آفريد تا به نظر احمق بيام! نمي فهمم ديگه! حاليم نيستش! الان هر چي افسرده تر و نق نقو تر باشم با سواد تر جلوه مي کنم! آخه مي دونين خوشي نشانه حماقت است! وقتي اين همه ظلم و جور!!! و بي عدالتي و اينا در دنيا داره وول مي زنه يعني چي يکي بتونه خوش باشه! شنگول و خندون راه بره ! در گيري هاي فلسفي نداشته باشه! نتونه به زمين و زمون فحش بده و از همه چي ايراد بگيره و اصلاً به نظرش زندگاني پوچ و بي معني نيادش! خوب همچين آدمي سخيف و کم عقل هستش ديگه! آخه يعني چي آدم از زندگي لذت ببره! اصولاً آدم هاي کم خرد هستند که مي تونند اين جوري باشند, چون به علت عدم داشتن ديدي باز و روشن فقط مي تونند يک زندگي سطحي رو ببينند و به همون هم خوش باشند و ازش لذت ببرند! اون قدري هم کتاب هاي سخت سخت نخوندن که بتونند به عمق پوچي اين دنيا و زندگي پي ببرند!
نمي دونم والا اما اين آدم هاي سخت سخت که شب و روز به زمين و زمون فحش مي دن چرا خود کشي نمي کنند!؟ اين مدلي دو تا حسن دارن! يکي اينکه يه مرده خوري مجاني ميفتيم و دوم اينکه ما بي سواد هاي چيز نفهم راحت به زندگيمون مي رسيم! پس دوستان و عزيزان افسرده سخت چيز فهم! بياين آقايي کنين و يه خودکشي دسته جمعي راه بندازين و ملتي را رهين منت خويش کنين!! تازه ممکنه اسمتون تو تاريخ به عنوان افسردگان پر دل و جرات ثبت بشه! هر چند تاريخ چيز پوچ و آشغالي هست که ارزش بها دادن نداره اما به هر حال وسوسه خوشگلي هست ثبت شدن توش!!!!
همين!
باي باي!!!