Sunday, January 18, 2004

سلام!

نوشته زير دزديده شده از اينجاست....

تئوری تنهايی
کارهاي زيادي هست که با اينکه تنهايي اصلا نمي چسبد ولي آدم وقتي مجبور باشد انجام مي دهد؛ مثل رقصيدن، مثل سکس، مثل خوابيدن، مثل سينما رفتن يا حتي شطرنج بازي کردن، ولي هيچ کدام غم انگيزتر از غذا خوردن نيستند.........با تمام اين حرفها، دانشمندان معتقدند سمبل تنهايي يک آدم وقتي است که بدون هيچ کس ديگري به يک رستوران خيلي شيک برود، براي خودش همه جور غذاها و پيش غذاهاي رنگ و وارنگ را سفارش دهد و اصلا هم عجله نداشته باشد که غذايش را زود تمام کند. مشاهده شده است که در حين ميل کردن غذا، چشمها معمولا به دنبال راز هستي در بي نهايت مي گردند و هيچ جايي را نمي بينند. شخص تنها در اينگونه موارد به هيچ کدام از مشتريهايي که زير چشمي او را مي پايند حتي نيم نگاهي هم نمي کند. او با وقار و کاريزماي وصف ناشدني پس از صرف غذا انعام مفصلي را در معرض عموم وسط ميز مي گذارد و باراني شيک خاکستري اش را روي دوشش مي اندازد و بدون اينکه يک لحظه مکث کند با يک لبخند ملايم از رستوران خارج مي شود. او در تمام طول روز حس خودپرستي خودش را با تصور تصويري که از خود در رستوران به جا گذاشته است ارضا مي کند و حرکتهاي روز بعد خودش را در رستوران ديگري مو به مو دوره مي کند.

دانشمندان معتقدند تنهايي بد چيزي است، ولي شخص بيمار اين را نمي داند.

پايان دزدی!

همين!

 

باي باي!!!