يه قطار ترکيده، توش بنزين بود، گوگرد بود، نفت بود هر کوفتي بود ترکيده و يه عالمه آدم مردن! به همين آسوني! ديگه ضد ضربه شديم، مردن الکي اومده جزو زندگيمون، يه قسمتي از زندگيمونه! باورمون شده بي ارزشيم؛ تلويزيون همش 5 دقيقه يه کوچولو نشون داد آتيش رو و گفت عده اي از هموطنانمون مردن! همين! بيشتر از اين هم ارزش نداشت خداييش کي ديگه بيشتر از اين حوصله داره بشنوه! مردن که مردن! به ما چه!!! تازه همش 200 نفر بودن! اونم کي ها، روستايي و بد بخت بيچاره بودن! اصلا همون بهتر که مردن، راحت شدن! تاره همچي چيز عجيب غريبي هم نيست که زياد متعجبمون کنه! هفته پيش هواپيما سقوط کرد! يه سي چل نفري مردن! ( خداييش اين سقوط هواپيما که ديگه خيلي جواد شده! زرت زرت هر هواپيمايي رو مي بيني ديگه واسه ما سقوط مي کنه! ) ماه پيشش زلزله اومد سي چل هزار تا مردن! ( اين بازم يه تنوعي داشتش! ) خوب ايندفعه هم قطار ترکيد! تازه مي گن تريپ ترکيدنش خيلي هم هاليوودي بوده! اول نصفش ترکيده! بعدش دوباره که آدما اومدن دور و برش، اون نصفه ديگه ترکيده!!! کلي واسه خودش هيجان بوده انصافا!
همين جوري پيش بره يه روز مي رسه که اگه نصف ايران هم بميرن بازم ککمون نگزه و عين خيالمون نباشه!!! نمي دونم چي شده! اما خيلي بي غيرت شديم!!! همه!