Wednesday, May 29, 2002

سلام!

حالم خوبه! با اينکه در دو روزگذشته همش 6 ساعت خوابيدم ولي هنوز زنده ام و سعادت ديدن حوريان بهشتي نصيبمون نشده, به هر حال من هم فعلاً اصراري به ديدنشون ندارم.داشتم نامه هاي احسان رو مي خوندم, آخه مي دونين واسه اين رفيق ما روزي حدود 30-40 تا نامه ميادش ولي براي من هيچي! واسه اينکه عقده اي نشم ميرم نامه هاي احسان رو مي خونم و اون اول نامه ها رو به جاي سلام احسان عزيزم, مي خونم سلام امير,مرد رويا هاي من, خلاصه اين جوري کمتر عقده اي ميشم. بگذريم نکته جالب اينه که متن تمامي اين نامه ها يکسان است و از قالب استانداردي که اصطلاحاً "بهره کشي رندانه" ناميده ميشه استفاده مي کنند, براي آشنايي دوستان و استفاده اونها ( چون بالاخره روزي هم اونا کارشون به احسان گير مي کنه ) اين قالب رو اينجا ميارم:

  سلام آقا احسان

ازخواندن وبلاگ شما بسيار لذت بردم , چقدر زيبا و روان مي نويسيد, مخصوصاً مطلب آخر شما بسيار دلنشين بود و به دل من نشست <حالا مثلاً مطلب آخر يه چيز چرتي بوده ها>

يک سوال  داشتم که اگر راهنمايي کنيد بسيار ممنون مي شوم . < در اين قسمت يک سوال وحشتناک سخت در مورد ساختن قالب وبلاگ هستش >.

لطفاً در صورت امکان زود جواب منو بدين < انتهاي پر رو بودن ديگه>

خدا نگهدار.... امضا... اسم وبلاگ

 

به جدم قسم که اينايي که اون بالا نوشتم عين حقيقت بود و جز حقيقت چيزي نبود که در غير اين صورت خدا مرا بکشد. اونايي که تاحالا واسه احسان نامه نوشتن و کمک خواستن اگر غير از متن بالا چيز ديگه اي نوشتن لطفاً بگن تا من هم بدونم ( حاضرم شرط ببندم يک نفر هم جور ديگه ننوشته!) .بد بخت احسان هم از روي مرام مي شينه جواب تک تک اين آدمها رو ميده!! خدا ايشالا حافظ اين پسر باشه که اينقدر در راه زيبايي شهر تلاش مي کنه, تا جايي که پوز کرباسچي رو هم زده.

همين!

باي باي!!!