سلام!
رفته بودم نانوايي که نون بخرم!! نون ها رو که جمع کردم پرسيدم چقدر مي شه که شاطر عزيز به ترکي يه چيزايي گفت! منم که هم لهجموعمل کردم و هم تيپ شهري زده بودم خيلي سفت گفتم من ترکي بلد نيستم!!! يهو شاطر خان زد زير خنده و گفت واسه ما ديگه خالي نبند, قيافه اصل بچه ترک است!!!!!ديدم مثکه لو رفتم واسه اينکه جمع و جورش کنم گفتم آخه مامانم ترک است و پدرم تهراني است ( يه جور محکمي تهران رو گفتم ) ,واسه همين ترکي بلد نيستم! يارو شاطره هم حرفم رو باور کرد و به ترکي چند جمله اي در باب اِشک و خنگ بودن بنده ايراد فرمودند که مجبور بودم به روي مبارک نيارم وگرنه خوب همه مي فهميدند من ترکم و آبروم مي رفت!!! لطفاً همشهريان عزيز فحشم ندند که چقدر بي غيرت شده ام! در مورد غيرت و تعصب ترکهاي عزيزهم يه چيز بگم و برم, پدرم تعريف مي کنه که شبي در ايام جواني رفته بوده به کافه اي! خلاصه يارو خواننده کافه آخر شب که مي شه مي گه حالا مي خوام يه آهنگ ترکي براتون بخونم! و کلي که ملت براش دست مي زنند با يه تيپ مسخره اي شروع مي کنه به عرعر کردن! يکي از همشهريان متعصب هم که اون جا بوده ور مي داره شيشه آب معدني رو پرت مي کنه طرف يارو و خواننده محترم رو خونين و مالين مي کنه!! به اين مي گن غيرت ( هر چند نه چندان مربوط ) که فعلاً يافت مي نميشود!
همين!!!!
باي باي!!!!!!!